تورا من چشم در راهم تو مي آيي

 

تو مي آيي

از سمت مشرق حقيقت

وهرچه صبح كاذب است

از هرم نفس هايت خجل مي شوند.

تمام شب مي گريزد

وشمشيرها ي سينه سوز

تسليم تو مي شوند.

غبار هاي دروغ ونيرنگ

بر زمين مي افتد

وذهن تمام غزل ها

پرمي شود از نرگس وسبزه

وتمام فصل ها

براي ديدن محراب چشم هاي تو

قيام مي كنند.

شب،با صد پياله رازونياز

در صف ديدار كنندگان تو

آنگاه

تمام پرسش ها

هورا مي كشند

وكودكان كوچه هاي غربت

با يك بغل شقايق آشنايي

خورشيد را به بازي فرا مي خوانند

وماه

آن سوتر

در نوبت سلام به تو مي ايستد

 

 

نيمه شعبان مبارك